حسادت

 

این حسادت چیه که اینطوری مثل خوره به جون آدما میفته؟!

چه رابطه های دیرینه ای که سر حسادت بهم نریختن... چه تهمت هایی که زده نشدن...

چرا؟!

چرا به اونی که خودمون داریم قانع نیستیم؟ چرا می خواهیم از دهن یکی دیگه بگیریم؟

سرتو بنداز پایین زندگیتو کن چیکار به بقیه داری؟!

راست می گن که از هیچ کس نباید انتظار صادق بودن داشته باشی!

البته یکم بدبینانه گفتم ولی شاید بهتره بگم که باید حتی از دوست دیرینه ی خودت هم انتظار داشته باشی که یه روزی برات بزنه!

از این آدما هیچ چیز بعید نیست!

 

 

دوگانگی بشر

 

جبران خلیل :

 

هر انسانی دو نفر است

یکی بیدار است در تاریکی...

دیگری خواب است در روشنایی...

 

(لازم دیدم یه چیزی اضافه کنم

همه می دونیم جبران و یا نویسنده هایی مثل مارکز یا ساراماگو مطالب ارزشمندی به ما تو کتاباشون هدیه می کنن

اما اونا با گفتن واقعیت ها نمی خوان ما رو بد بین کنن بلکه می خوان یه کم چشامونو باز کنیم و درس بگیریم نه؟ اگه مثلا پائولو می گه :جام رو  نمی نوشیم از ترس شکست.  یعنی آقا بنوش و اینقدر بدبین نباش! )

امیدوارم از نقل قول هام از نویسندگان بزرگ برداشت اشتباه نشه.

 

 

 

انتقام...؟

 

چقدر به انتقام  اعتقاد دارید؟

اصلا میشه انتقام گرفت؟

یعنی واقعا دل آدم خنک میشه؟ چطوری؟

با ضربه به یکی دیگه چطوری ادم خوشحال میشه؟

شایدم بعضی وقتا لازم باشه نه؟

خوب حالا پس اون بالایی چیکارس؟ مگه خودش نمی دونه چیکار کنه؟ یا شاید از طریق ما بخواد کاری کنه !  ها؟

دوست دارم نظراتونو بدونم

 

جام خوشبختی یا هراس؟!

 

پائولو :

 

گاهی می اندیشیم : بهتر است از جام نیک بختی ننوشیم چون وقتی خالی شد بسیار رنج خواهیم برد!

 

از هراس کوچک شدن نمی توانیم رشد کنیم.

                      

                              از ترس گریستن نمی توانیم بخندیم...

 

ارزش ها

 

امروز داشتم با دوستی حرف می زدم

کسی که مدتی بود پا به روی ارزش هاش گذاشته بود تا شاید بتونه به چیز با ارزشتری برسه!

اما افسوس  درست لحظه ای که روی ارزش هامون پا می ذاریم  تمام هدف ها رو از خودمون دور می کنیم.

نمی خوام بگم چی درسته چی غلط فقط می خوام بگم چیزی که برات ارزشه نمی تونی تغییرش بدی.

وقتی تو باورهات رو قبول نداری چطور از دیگران انتظار داری؟

تا یه جایی شاید همه چی خوب پیش بره ولی یه جا هست که دیر یا زود بهش می رسی تازه اون موقع کم می یاری نمی تونی ادامه بدی زمین و زمان رو لعنت می فرستی

اما بنده ی خوب به جای این کارا بیا خودتو بشناس تا ...

خوشبختانه این دوست من به این نتیجه خیلی زود رسید و حتی حاضر شد تمام وقتی رو که برای هدفش گذاشته بود نادیده بگیره اما همونی باشه که می خواد!

کاش از همون اول بفهمیم کی هستیم تا این همه ضربه به خودمون نزنیم و بی خودی وقتمون رو هدر ندیم ...