یکی اومده بهم ضربه زده ( مالی؛جانی؛احساسی) فرقی نمی کنه
حلاصه که دلم ازش خیلی پره
تصمیم می گیرم ازش انتقام بگیرم تا دلم خنک شه اما چون واژه ی انتقام قشنگ نیست می گم من این کارو می کنم تا بفهمه با شخص دیگه ای این کارو نکنه!!!
همه ی زورمو می زنم اما نمی شه ... هم یارو خیلی پوست کلفته هم من زورم نمی رسه... خلاصه که دلم خنک نشد!
اما این پایان همه چی نیست یکی هست اون بالا که هوای منو داره و یارو از یه جایی می خوره که نمی فهمه از کی خورده!!!
چرا؟!
ببخشیدا آخه مگه خدا برده ی منه؟ چرا اینقدر خود خواهیم که حتی خدا رو هم مال خودمون می دونیم ؟!
نمی دونم ما ادما چرا شرممون نمی شه؟!
حالا هر اسمی که روش بذاریم اصل موضوع همینه دیگه!
خدا مال منه و هر چی بشه باید هوامو داشته باشه!







